|
|
|
|||||||||||||
|
اطلاعیه شماره 12 گروه درسی عربی اعلام نتایج المپیاد عربی 2 تجربی- ریاضی
بدین وسیله به اطلاع می رساند نتایج مرحله دوم المپیاد عربی 2 تجربی و ریاضی به شرح ذیل می باشد .
در ضمن نفر اول و دوم برای شرکت در آزمون مرحله سوم به سازمان آموزش شهرستان های استان تهران معرفی می گردند . زمان و مکان آزمون متعاقباً اعلام خواهد شد . از نفرات برگزیده تقدیر به عمل خواهد آمد . |
||||||||||||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 12:20 توسط گروه درسی عربی اسلامشهر
|
|
||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||
|
اطلاعیه شماره 10 گروه درسی عربی اعلام نتایج المپیاد عربی 3 عمومی
بدین وسیله به اطلاع می رساند نتایج مرحله اول المپیاد عربی 3 عمومی به شرح ذیل می باشد .
در ضمن نفرات اول و دوم برای شرکت در آزمون مرحله دوم به سازمان آموزش شهرستان های استان تهران معرفی می گردند . زمان و مکان آزمون متعاقباً اعلام خواهد شد . |
||||||||||||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 13:12 توسط گروه درسی عربی اسلامشهر
|
|
||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
اعلام نتایج المپیاد عربی پایه دوم (( رشته تجربی – ریاضی )) بدین وسیله به اطلاع می رساند نتایج مرحله اول المپیاد عربی پایه دوم - رشته تجربی – ریاضی به شرح ذیل است :
از برگزیدگان مرحله اول المپیاد دعوت به عمل می آید تا در مرحله دوم المپیاد شرکت نمایند . زمان برگزاری : سه شنبه 8/12/85 ساعت : 8:30 مکان برگزاری : نمازخانه اداره آموزش و پرورش |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 10:10 توسط گروه درسی عربی اسلامشهر
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
مَسْرَحيَّة : ........ اَلشَّخصياتُ : حَنْظَلَة، أبو عامرٍ (والِدُ حَنّظَلَةَ) عبدُاللهِ بنُ أُبَيًّ (كبيرُالمُنافقينَ) و جمعٌ مِنَ الصَّحابةِ . شخصيتهاي نمايشنامه:1- حَنْظَلَه 2-أبوعامرپدرحنظله؛ 3-عبدالله بن أُبىّ بزرگ منافقان و جمعي از صحابه المشهدُ الأولُ : پرده ي اول أبو عامر : سُلِبَتْ قُدرتُنا...! ماذا نَفْعَلُ ؟! يا ولَدي! إلي مَتي هذا العِنادُ ؟! لا يُؤَيَّدُ كلامُ محمَّدٍ...! ابو عامر :قدرتمان ................چه كنيم؟!0اي فرزندم ! اين دشمني تا كي؟!سخن محمد ..................0 لا يَظفَرُ هذا اليتيمُ...! لا تَتْرُكْ دينَ آبائِكَ ! حنظلة: يا أبَتِ!ماذا تَطلُبُ مِنِّي؟! أتَطلُبُ عبادةَ الأصنامِ اين يتيم پيروز نمي شود.دين پدرانت را .....................0حنظله:اي پدر!از من چه مي خواهي؟ والسكوتَ أمامَ ظلمِ الظالمينَ و تفاخُرَهُم علَي الفقراءِ... وأكّلَهُم مالَ الْحرامِ لا...لا...هذا أمرٌ لا يُقْبَلُ! آيا .............و سكوت در برابر ستم ستمگران و .................. بر فقرا و مال حرام خوردنشان را مي خواهي...نه.. .نه...اين امري است كه..................0 إنََّك لَوَلَدٌعاقٌ! يا والدي! لا طاعةَ لِمخلوقٍ في معصيةِ الخالقِ! تو فرزند............... هستي اي پدر !آفريده را فرمان بردن نشايد آنجا كه نافرماني آفريننده لازم آيد؟ قال اللهُ تبارك و تعالَي : خداوند بلند مرتبه فرمود: « وإنْ جاهَداكَ لِتُشْرِكَ بي ماليسَ لكَ به علمٌ فلا تُطِهُما» «اگر« پدر و مادرت » با تو به ........ ...كه آنچه را به آن ....... نيستي ......... من قرار دهي ازآنان پيروي مكن»0 يُطرَقُ البابُ اِفتَحِ الْبابَ يا حَنْظَلةُ ! فإني على مَوْعِدٍ مع عبدِاللهِ بنِ أُبَيًّ. ....................... اي حنظله در را باز كن. من با عبدالله بن أبي قرار وعده دارم0 عبدالله:مَرْحَباً بأبي عامرٍ ! كيفحالُك اليومَ؟ عليكَ آثارُ الْغَضَبِ!لماذا عبدالله ............ أبي عامر! امروز حالت چطور است ؟آثار خشم بر روي تو است ! براي چه؟ ماذا نَفْعَلُ بهؤلاءِ الشَّبابِ؟ قد غُسِلَتْ عُقولُهُم! أخافُ أنْ يأْخُذَ محمدٌ كلَّ ما بِأَيدينا بِواسطة هؤلاءِ الشبابِ ! با اين جوانان چه كنيم ؟ ........ !0 مي ترسم محمد به واسطه اين ........تمام چيزي كه دستمان است بگيرد 0 لا نَسْمَحُ...أولئكَ شِرْذِمَةٌ قيلونَ... ولكن...هؤلاءِ ... اجازه نمي دهيم...آنها ...........................اندكي هستند امّا... اينها0... هَوَّنْ عليكَ...سَنَحْتَفِظُ بِمُكنا و جاهِنا... لي خُطَّةٌ لا يُدرِكُها أحدٌ حتي الشَّيطانُ! فرمانروائي و اقتدار و مقام مان را حفظ خواهيم كرد0....... من .....دارم كه هيچ كس حتي شيطان به آن ...........0 ما هيَ؟ سَنَذهَبُ مع محمدٍ إلي القِتالِ... ونترُكه في الوقتِ الحرِجِ...! آن چيست ؟! همراه محمد به .............خواهيم رفت...و در وقت .............او را رها مي كنيم0 فكرةٌ رائعةٌ...إنكَ أُستاذُ الشَّياطينِ...! نعم...نعم... إلي اللقاءِ! فكر خوبي است...براستي تو ا................. هستي آري آري... به اميد ديدار0 المشهدُ الثاني : پرده ي دوم : بعدَ غزوةِ أحُدٍ : بعد از جنگ احد إنا لِلهِ و إنَّا إليه راجعونَ...! قد اُسْتُشْهِدَ عَدَدٌ من خِيَرَةِ صَحابةِ رسولِ اللهِ . ما از خداييم و به سوي او باز ميگرديم...».تعدادي از................ پيامبر خدا شهيد شده اند نعم...وعلي رأْسِهِم سيدُ الشُّهداءِ حَمْزَةُ... كُلُّ هَيَّنٌ مادامَ رسولُ الله حَيّاً . آري...و در صدرشان سيدُالشهداءِ حمزه مي باشد 0 تمام اين ها ...... است. تا وقتي كه رسول خدا زنده است 0 مِنَ المؤمنينَ رِجالٌ صَدَقوا ما عاهَدوا اللهَ عليه فمِنهُم مَن قَضَي نَحبهُ و مِنهُمْ مَن يَنتَظِرُ... از ميان مؤمنان مرداني هستند كه بر سر عهدي كه با خدا بستند ...............پس بعضي پيمان خود را به آخر و بعضي ديگر در انتظارند»0 اُنظُر...مَن هو ؟ هو خيرُ شَبابِ «المدينةِ» . أسفاً على فِقدانه مِن بَين الشبابّ. هو حنظلةُ ! نگاه كن...او كيست؟ او از ....................... مدينه است افسوس كه از جمع جوانان رفت0 او حنظله است حنظلةُ...؟! هذا غيرُ معقولٍ... لَيلةَ أمسِ كانت حَفلةُ عُرْسِه! حنظله ؟! اين ..................نيست ... ديشب جشن ....................اش بود0 صحيحٌ... ولكن حينما سَمِعَ نِداءَ المنادي يَدعو إلي الجهادِ خرجَ مِن بيْته و أسْرَعَ نَحوَ ساحَةِ القِتالِ وَاسْتُشْهِدَ...! درست است ولي هنگامي كه ................. را شنيد كه به جهاد ..............مى كرد0از خانه اش خارج شد . و به طرف ميدان جنگ شتافت و ............0 «فَسَلامٌ عليهِ يَومَ وُلِدَ و يَومَ يَموتُ و يَومَ يُبْعَثُ حَيّاً» «سلام بر او آن روز كه ........... و آن روز كه .............. و آن روز كه ..............برانگيخته مي شود0 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 10:10 توسط گروه درسی عربی اسلامشهر
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
لطفاً به سوالات زير پاسخ داده و پاسخ خود را با ذکر نام و نام آموزشگاه به گروه هاي آموزشي متوسطه تحويل دهيد . نام و نام خانوادگي : نام آموزشگاه : 1. آثار زير از کدام شخصيت ها مي باشد ؟ الف) رساله تربيع و تدوير ب) الخصايص ج) رساله الغفران د) الاغاني |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 10:8 توسط گروه درسی عربی اسلامشهر
|
|
||